ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

146

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

كارخانه‌هاى توپ‌ريزى ، آينه‌سازى ، اسلحه‌سازى ، ماهوت‌سازى ، و كارخانه‌جات ريسمان‌تابى ، و سفيدبافى ، و چيت‌سازى ، و هر مقوله پارچهء زرى و ابريشمىسازى ، بسيار است . ديگر خانه‌هاى رعيت و اهل شهر و غربا بسيار ساخته شده ، مذكور مىنمودند كه نه هزار خانهء وسيع دارد و در هر محله و كوچه ، منارى ساخته‌اند ، و شخصى در آنجا موكل است كه چون خانه‌ها از چوب ساخته شده ، اگر فرضا خانه [ اى ] آتش بگيرد ، بلاتأمل خلق را مطلع مىكند . همه جمع مىشوند و اسباب آهنى و برنجى كه ساخته‌اند ، كه آب را از زمين بالا مىبرند ، حاضر مىنمايند بوضعى آب ريخته ، خاموش مىسازند . ديگر تماشاگاهها ، جاهاى باصفا ، مكان‌هاى عالى ، در هر جاى اين شهر بسيار ساخته‌اند ، كه هر جاى از آنها كه مشهور است و ملاحظه شده است ، در همان روز ملاحظه در روزنامه تفصيل آن نوشته خواهد شد . صاحبى ايلچى مكرر بيان مىنمايند كه در جميع قرال فرنگ و هندوستان ، و ساير بلاد ربع مسكون ، شهرى به اين خوبى و به اين خوش‌آيندگى ، و به اين كثرت آب و خوش‌وضعى ، و اينطريق عمارات عالى ، و پاكيزه بهم نمىرسد و نخواهد رسيد . مقالهء چهارم . در بيان اسباب و اوضاع خانه و لباس زنان و مردان ايشان : اسباب و اثاث البيت اين طايفه كه در خانه‌ها و اوطاق‌هاى خود گذاشته‌اند : صندلى و كرسى نشيمن ، و بانك و كت شب‌خواب ، و تخته‌هاى چهارپايه كه ميز مىگويند ، و صندوق‌هاى آينه به طريق كتاب‌دان و شمعدان‌ها ، و چهل‌چراغ بلور ، و اقسام تصويرات ، و آينه‌هاى بزرگ و كوچك ، و بسيارى ظروف چينى ، و بلور و بارفطن به جهت زينت ، و اقسام ساعت‌ها ، در اوطاق‌ها ، و مكان‌هاى ايشان گذاشته‌اند و از خارج مشخص است ، كه از همين مقوله اسباب و اوضاع خانه ، از اكابر و اعزه و اعيان ، و امناى دولت ، و ارباب دول ، و اشخاصى كه اسمى و رسمى دارند . و تجار و صاحب دولتان ، و كسبه و اواسط الناس ، و ساير اهل شهر ، حتى مضيق كه رعيت بوده باشد ، هريك درخور مرتبه و وسعت زندگانى و خانهء خود ، چنين اسبابى دارند . غرض اين است كه اثاث البيت « 1 » ايشان از اين مقوله چيزها مىباشد ، و لباس ايشان ابتدا از مردان بزرگان بطريقى كه اهل ايران بسيارى ملاحظه كرده‌اند ، قباى ماهوت كوتاهى به وضع فرنگ ، و زير - آن دو سه چيز ديگر ، به طريق زير ارخالق پوشيده‌اند ، و پيراهن سفيد ، روى بدن دربر دارند و دستمال سفيدى در گردن بسته‌اند ، و زيرجامهء بسيار تنگى به همان قد و اندازهء اندام خود پوشيده ، يك زوج چكمهء سياه در پا دارند ، و كلاهى به قسم فرنگى كه جنس آن به طريق نمد بسيار محكمى بوده باشد و سياه است درسر مىگذارند و سر را گل سفيدى بطريق نشاسته مىمالند كه موى سر تمام سفيد شده باشد و اين عمل از براى اين است كه در هنگام پيرى هم كه موى آنها سفيد مىشود چنين دانند كه گل سفيد ماليده‌اند نه از پيرى سفيد شده ، لكن به جهت حرمت بزرگان و پادشاه نيز در وقت رفتن نزد آنها اين گل سفيد را هم در سر مىمالند و حرمت مىدارند و اين عمل در جمع بلاد فرنگان متداول است و عمل بسيار پوچى است ، چراكه وقت ماليدن گل

--> ( 1 ) - متن : اساس البيت